را در نوردیده بود؛ اما هوای سنگین پر از الکتریسیته بود. جملات زیر سخنانی است که آقای فرود با آنها توجه گستردهای را برانگیخت و آن پیام را از آنتیپود که در صفحه قبل داده شده بود، استخراج دعانویس درچه کرد. اگر قرار بود شورش مورد بررسی قرار گیرد [فرود مینویسد]، دولت بهترین دعانویس شهر به بهترین دعانویس شهر دانش کاملتری نیاز داشت؛ و «یک طرح مدیریتی جدید» باید اتخاذ میشد «تا اطلاعات دقیقی از رفتار و انگیزههای مظنونترین افراد به دست آید». «ماموران مفید و محرمی» که بتوان به سکوت و وفاداری آنها اعتماد کرد، «که تاریخ روزانهی اعمال یک مرد را بنویسند»، بدون اینکه به خودشان خیانت دعا کنند، در دوبلین یافت نمیشد.
وزیر ایرلند از کابینه انگلیس درخواست کرد تا از میان خبرچینهای طلسم خودشان، دو نفر را به عنوان خبرچین به خدمت بگیرد. دو نفر از افراد ارزشمند که جادو و طلسمات به توضیحات آقای اُرد پاسخ میدادند، اعزام شدند و نام یکی از آنها طلسم نویس جادو و طلسمات برای کسانی که از قبل به تاریخ آن زمان علاقهمند هستند، غافلگیرکننده خواهد بود. هر دعانویس راوند دو ایرلندی بودند. یکی از آنها کارآگاه ماهری به نام پارکر بود،[552] خطیبی چیرهدست که میتوانست پر سر و صداترین میهنپرستان را رسوا کند، و از قبل تا حدودی با طلسم آشوبگران اصلی آشنایی داشت. اُرد با کمی تردید از این مرد استقبال کرد.
او نوشت: «امیدوارم محتاط جادو و طلسمات باشد، زیرا او تا حدی باید از قدرت آسیب رساندن به ما با پرحرفی یا خیانت برخوردار باشد.»[553] دیگری کمتر از پدر اولری مشهور نبود، کسی بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات که سیاستمداران کاتولیک ایرلندی یادش را با ارادتی که به بتپرستی نزدیک میشود، میپرستند. اولری، همانطور که در جهان شناخته دعانویس قهدریجان شده بود، جذابترین واعظ، برجستهترین جنجالی زمان خود بود. کشیشی که زبان تساهل را فرا گرفته بود، بر تمام آکوردهای فلسفه لیبرال تسلط داشت و مانند یک استاد آنها را مینواخت؛ ماموریتش این بود که علیه تعصب اقامه دعوی طلسم نویس کند، کشورش را به عنوان بره خونین، بدنام، مورد طعنه و ستم، اما همیشه برای دشمنانش دعا کند؛ مشتاق بود که انگلستان را متقاعد کند که دست خود را به سوی کلیسای کاتولیک دراز کند و در
عوض، ادای احترام محبتآمیز و قدردانی جاودانه را دریافت کند. اولری با فصاحت قابل قبول خود، راه خود را به قلب برک باز کرده بود. به نظر میرسید پیت به او لبخند میزند: اکنون به راحتی میتوان حدس زد که چرا. دعانویس داران وقتی او [صفحه ۲۳۱]وقتی در کنوانسیون روتندا حاضر شد، تمام حضار برای استقبال از او برخاستند. اگر چنین مردی برای یک مأموریت آشکار آشتی فرستاده میشد، سوابقش این انتخاب را قابل درک میکرد. اما او به عنوان یک ابزار خیانتِ مزدور و مخفی، در پاسخ به درخواست یک خبرچین آموزشدیده، اعزام شد.[554] آنچه دولت واقعاً در مورد پدر اولیری فکر میکرد را میتوان از زبان اُرد، وقتی دعا که به او گفته شد منتظرش باشد، فهمید.
«او دعا میتوانست به تمام اسراری که کاتولیکها به آن مربوط میشدند، پی ببرد» و کاتولیکها به عنوان مروجان اصلی آشوب در دوبلین شناخته میشدند. اما با او نیز طلسم باید با احتیاط رفتار میشد، زیرا او یک کشیش دعانویس فولاد شهر بود. اُرد گفت: «آنها، همه آنها، نقشههای رذل میکشند؛ تنها فایدهای که میتوان از آنها کشید، شاید این باشد که آنها را فریب دهیم و به طلسم ایدهای که به آن اعتقاد دارند، سوق دهیم.»[555] سر جونا بارینگتون، طلسم اُرد را «مردی سرد، محتاط و محتاط» توصیف میکند.[556] این نامهها از برخی جهات این برداشت را تأیید میکنند. چند سال بعد، او به لقب لرد بولتون ملقب شد.
نامه او که ورود اولیری به دوبلین را به عنوان مأمور مخفی اعلام میکند، مورخ 23 سپتامبر 1784 است.[557] بیایید کمی به عقب نگاه کنیم و ببینیم سال گذشته چه اتفاقی افتاده است. [صفحه ۲۳۲] کنوانسیون دانگانون، که مزایای زیادی برای ایرلند به همراه داشت، با برگزاری مجامع ایالتی در لینستر، مانستر و طلسم نویس کانات دنبال شد. قطعنامهها تصویب شدند، نمایندگان منصوب شدند و ملت مشتاقانه منتظر کنوانسیون بزرگ داوطلبان در دوبلین بود که سرنوشت ایرلند به آن وابسته اعلام شد. در همین حال، صد و شصت فرستاده ارتش داوطلب تشکیل جلسه دادند و لرد چارلمونت را به عنوان رئیس انتخاب کردند.
لباسهای فرم قرمز در خیابانها دیده میشد و نمایندگان، دو به دو، در میان صدای طبلها و تکان دادن پرچمهای ملی، از میان صفوف رژه میرفتند. ارل بریستول و اسقف دری با اسکورت دراگونها به کنوانسیون رفتند.
وزیر ایرلند از کابینه انگلیس درخواست کرد تا از میان خبرچینهای طلسم خودشان، دو نفر را به عنوان خبرچین به خدمت بگیرد. دو نفر از افراد ارزشمند که جادو و طلسمات به توضیحات آقای اُرد پاسخ میدادند، اعزام شدند و نام یکی از آنها طلسم نویس جادو و طلسمات برای کسانی که از قبل به تاریخ آن زمان علاقهمند هستند، غافلگیرکننده خواهد بود. هر دعانویس راوند دو ایرلندی بودند. یکی از آنها کارآگاه ماهری به نام پارکر بود،[552] خطیبی چیرهدست که میتوانست پر سر و صداترین میهنپرستان را رسوا کند، و از قبل تا حدودی با طلسم آشوبگران اصلی آشنایی داشت. اُرد با کمی تردید از این مرد استقبال کرد.
او نوشت: «امیدوارم محتاط جادو و طلسمات باشد، زیرا او تا حدی باید از قدرت آسیب رساندن به ما با پرحرفی یا خیانت برخوردار باشد.»[553] دیگری کمتر از پدر اولری مشهور نبود، کسی بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات که سیاستمداران کاتولیک ایرلندی یادش را با ارادتی که به بتپرستی نزدیک میشود، میپرستند. اولری، همانطور که در جهان شناخته دعانویس قهدریجان شده بود، جذابترین واعظ، برجستهترین جنجالی زمان خود بود. کشیشی که زبان تساهل را فرا گرفته بود، بر تمام آکوردهای فلسفه لیبرال تسلط داشت و مانند یک استاد آنها را مینواخت؛ ماموریتش این بود که علیه تعصب اقامه دعوی طلسم نویس کند، کشورش را به عنوان بره خونین، بدنام، مورد طعنه و ستم، اما همیشه برای دشمنانش دعا کند؛ مشتاق بود که انگلستان را متقاعد کند که دست خود را به سوی کلیسای کاتولیک دراز کند و در
عوض، ادای احترام محبتآمیز و قدردانی جاودانه را دریافت کند. اولری با فصاحت قابل قبول خود، راه خود را به قلب برک باز کرده بود. به نظر میرسید پیت به او لبخند میزند: اکنون به راحتی میتوان حدس زد که چرا. دعانویس داران وقتی او [صفحه ۲۳۱]وقتی در کنوانسیون روتندا حاضر شد، تمام حضار برای استقبال از او برخاستند. اگر چنین مردی برای یک مأموریت آشکار آشتی فرستاده میشد، سوابقش این انتخاب را قابل درک میکرد. اما او به عنوان یک ابزار خیانتِ مزدور و مخفی، در پاسخ به درخواست یک خبرچین آموزشدیده، اعزام شد.[554] آنچه دولت واقعاً در مورد پدر اولیری فکر میکرد را میتوان از زبان اُرد، وقتی دعا که به او گفته شد منتظرش باشد، فهمید.
«او دعا میتوانست به تمام اسراری که کاتولیکها به آن مربوط میشدند، پی ببرد» و کاتولیکها به عنوان مروجان اصلی آشوب در دوبلین شناخته میشدند. اما با او نیز طلسم باید با احتیاط رفتار میشد، زیرا او یک کشیش دعانویس فولاد شهر بود. اُرد گفت: «آنها، همه آنها، نقشههای رذل میکشند؛ تنها فایدهای که میتوان از آنها کشید، شاید این باشد که آنها را فریب دهیم و به طلسم ایدهای که به آن اعتقاد دارند، سوق دهیم.»[555] سر جونا بارینگتون، طلسم اُرد را «مردی سرد، محتاط و محتاط» توصیف میکند.[556] این نامهها از برخی جهات این برداشت را تأیید میکنند. چند سال بعد، او به لقب لرد بولتون ملقب شد.
نامه او که ورود اولیری به دوبلین را به عنوان مأمور مخفی اعلام میکند، مورخ 23 سپتامبر 1784 است.[557] بیایید کمی به عقب نگاه کنیم و ببینیم سال گذشته چه اتفاقی افتاده است. [صفحه ۲۳۲] کنوانسیون دانگانون، که مزایای زیادی برای ایرلند به همراه داشت، با برگزاری مجامع ایالتی در لینستر، مانستر و طلسم نویس کانات دنبال شد. قطعنامهها تصویب شدند، نمایندگان منصوب شدند و ملت مشتاقانه منتظر کنوانسیون بزرگ داوطلبان در دوبلین بود که سرنوشت ایرلند به آن وابسته اعلام شد. در همین حال، صد و شصت فرستاده ارتش داوطلب تشکیل جلسه دادند و لرد چارلمونت را به عنوان رئیس انتخاب کردند.
لباسهای فرم قرمز در خیابانها دیده میشد و نمایندگان، دو به دو، در میان صدای طبلها و تکان دادن پرچمهای ملی، از میان صفوف رژه میرفتند. ارل بریستول و اسقف دری با اسکورت دراگونها به کنوانسیون رفتند.
- جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۱۲ ۲ بازديد
- ۰ نظر