فعلی ، زغال سنگ در این کشور حدود 4000 سال دوام خواهد داشت؛ اما اگر نرخ فعلی افزایش مصرف حفظ شود، تنها 100 سال دوام خواهد آورد! خوشبختانه برای آیندگان منابع گرما، نور و نیرو وجود دارد که مانند سوختها تمامشدنی نیستند. برای مثال، نیروی آب یک دارایی دائمی است و منابع انرژی تمامنشدنی دیگری مانند گرمای خورشید و گرمای درونی زمین نیز وجود دارند که نبوغ انسان روزی آنها را به خوبی به کار خواهد گرفت. با احترام از «عصر زغال سنگ» ماشینهای مخصوص حمل مواد منفجره به داخل معادن مطالعه تکمیلی اصول و عقاید زغال سنگ نوشتهی دبلیو جی نیکولز داستان زغال سنگ آمریکایی نوشتهی دبلیو جی نیکولز یک سال در معدن دعانویس صدرا زغال سنگ نوشتهی جوزف هازبند کتاب سال اداره معادن ایالات متحده داستان یک تکه طلسم نویس زغال
سنگ نوشتهی ای.ای. مارتین میدانهای زغالسنگ ایالات متحده (سازمان زمینشناسی ایالات متحده، مقاله تخصصی ۱۰۰) نوشتهی آقای کمپبل ⁂ اطلاعات دعا مربوط به این کتابها را بهترین دعانویس شهر میتوان از طریق درخواست از سردبیر مجلهی «مِنتور» دریافت کرد. نامه سرگشاده زغال سنگ «یک پرسش داغ» است که باید هر روز به آن پاسخ داده شود. زغال سنگ گرما، نور و نیرو - و هزار و یک محصول جانبی مفید - را تأمین میکند و موضوعی همیشه حاضر و همیشه پربار برای بحثهای عمومی و خصوصی جادو و طلسمات است. ما مردم عادی چیزهایی از کاربردهای متنوع زغال سنگ در امور بزرگ جهان میدانیم، اما آن را عمیقتر و حیاتیتر در قالبهایی دعانویس کازرون که جادو و طلسمات به رفاه شخصی ما کمک میکند، میشناسیم.
زغال سنگ، در زندگی روزمره - و دعا شبانه - ما، به معنای گرما و نور است. به معنای آسایش خانه است - و اگر این «آسایش زغال سنگ» از ما دریغ شود یا حتی محدود شود، فریادی فوری و قدرتمند سر میدهیم. و چرا که نه؟ سلامت یک جامعه میتواند تحت تأثیر چند روز بیگرمایی به طرز مهلکی قرار گیرد. تجربه زمستان گذشته به ما نشان داده است که چقدر به دعانویس جهرم سوخت وابسته هستیم، نه تنها برای تجمل و آسایش، بلکه طلسم نویس برای خود زندگی. چرا ما به این همه گرما نیاز داریم؟ بسیاری از مردم زمین با طلسم نویس گرمای بسیار کمتری از آنچه که ما لازم میدانیم، به راحتی کنار میآیند.
اروپاییها و آمریکای جنوبیها ما را «ملت گرمشده بهترین دعانویس شهر با بخار» مینامند. چرا ما باید کاملاً و با خفت تسلیم سلطهی زغالسنگ قدیمی شویم؟ همانطور که اوون مردیت گفته است، درست است: «انسان متمدن نمیتواند بدون آشپز زندگی کند»؛ و نور در تبدیل طلسم ساعات شب به نفع خود بسیار مهم جادو و طلسمات است؛ اما چرا باید اینقدر دعانویس مرودشت گرم باشیم؟ بشریت در یک اتاق گرم خلق نشده است، و نژاد بشر در دوران کودکی خود با آتش زغالسنگ یا اجاق گاز پرورش نیافته است. انسان اولیه بخاری خودش بود. او مجبور بود آتش را کشف کند و سپس از آن استفاده کند.
او در ابتدا توسط طبیعت با بدنی گرم تغذیه میشد و اکنون راههای مصنوعی برای گرمتر کردن آن پیدا میکند. آیا تمدن ما را تا حدی نازپرورده نکرده است که منابع گرمازای اصلی ما را مختل کرده و گرمای اجباری را جایگزین آن کرده است که ما را ناتوان کرده است؟ پزشکان به ما میگویند که بسیاری از بیماریها از گرمای مصنوعی طلسم - که میتوان آنها را بیماریهای داخلی نامید - ناشی میشوند، بیماریهایی که امروزه با کنار گذاشتن گرمای مصنوعی و بازگشت به طبیعت درمان و گاهی درمان میشوند. آیا این به این دعانویس راسک معنی است که من پیشنهاد میکنم به شرایط اولیه برگردیم و از گرما دست طلسم بکشیم؟ نه، در واقع.
من زمستان گذشته به اندازه کافی رنج کشیدم. من طرفدار این نیستم که ناگهان از گرما دست بکشیم. اما من به شدت از کنار گذاشتن تدریجی گرمای مصنوعی حمایت میکنم. اکثر ما زندگی بیش از حد گرمی را تجربه میکنیم - تا جایی که سلامتی خود را از دست میدهیم. لوله بخار، مانند یک مار پیتون عظیم، حلقههای خود را به دور ما میبندد و به تدریج منابع حیاتی بومی ما را خفه میکند. طلسم در سردترین روزهای زمستان، مردی سفیدمو، تقریباً هفتاد ساله، را میتوان جادو و طلسمات دید که بدون کلاه، تنها با شلوار سبک «پالم بیچ» و یک پیراهن ابریشمی گشاد در خیابانهای نیویورک قدم میزند.
سنگ نوشتهی ای.ای. مارتین میدانهای زغالسنگ ایالات متحده (سازمان زمینشناسی ایالات متحده، مقاله تخصصی ۱۰۰) نوشتهی آقای کمپبل ⁂ اطلاعات دعا مربوط به این کتابها را بهترین دعانویس شهر میتوان از طریق درخواست از سردبیر مجلهی «مِنتور» دریافت کرد. نامه سرگشاده زغال سنگ «یک پرسش داغ» است که باید هر روز به آن پاسخ داده شود. زغال سنگ گرما، نور و نیرو - و هزار و یک محصول جانبی مفید - را تأمین میکند و موضوعی همیشه حاضر و همیشه پربار برای بحثهای عمومی و خصوصی جادو و طلسمات است. ما مردم عادی چیزهایی از کاربردهای متنوع زغال سنگ در امور بزرگ جهان میدانیم، اما آن را عمیقتر و حیاتیتر در قالبهایی دعانویس کازرون که جادو و طلسمات به رفاه شخصی ما کمک میکند، میشناسیم.
زغال سنگ، در زندگی روزمره - و دعا شبانه - ما، به معنای گرما و نور است. به معنای آسایش خانه است - و اگر این «آسایش زغال سنگ» از ما دریغ شود یا حتی محدود شود، فریادی فوری و قدرتمند سر میدهیم. و چرا که نه؟ سلامت یک جامعه میتواند تحت تأثیر چند روز بیگرمایی به طرز مهلکی قرار گیرد. تجربه زمستان گذشته به ما نشان داده است که چقدر به دعانویس جهرم سوخت وابسته هستیم، نه تنها برای تجمل و آسایش، بلکه طلسم نویس برای خود زندگی. چرا ما به این همه گرما نیاز داریم؟ بسیاری از مردم زمین با طلسم نویس گرمای بسیار کمتری از آنچه که ما لازم میدانیم، به راحتی کنار میآیند.
اروپاییها و آمریکای جنوبیها ما را «ملت گرمشده بهترین دعانویس شهر با بخار» مینامند. چرا ما باید کاملاً و با خفت تسلیم سلطهی زغالسنگ قدیمی شویم؟ همانطور که اوون مردیت گفته است، درست است: «انسان متمدن نمیتواند بدون آشپز زندگی کند»؛ و نور در تبدیل طلسم ساعات شب به نفع خود بسیار مهم جادو و طلسمات است؛ اما چرا باید اینقدر دعانویس مرودشت گرم باشیم؟ بشریت در یک اتاق گرم خلق نشده است، و نژاد بشر در دوران کودکی خود با آتش زغالسنگ یا اجاق گاز پرورش نیافته است. انسان اولیه بخاری خودش بود. او مجبور بود آتش را کشف کند و سپس از آن استفاده کند.
او در ابتدا توسط طبیعت با بدنی گرم تغذیه میشد و اکنون راههای مصنوعی برای گرمتر کردن آن پیدا میکند. آیا تمدن ما را تا حدی نازپرورده نکرده است که منابع گرمازای اصلی ما را مختل کرده و گرمای اجباری را جایگزین آن کرده است که ما را ناتوان کرده است؟ پزشکان به ما میگویند که بسیاری از بیماریها از گرمای مصنوعی طلسم - که میتوان آنها را بیماریهای داخلی نامید - ناشی میشوند، بیماریهایی که امروزه با کنار گذاشتن گرمای مصنوعی و بازگشت به طبیعت درمان و گاهی درمان میشوند. آیا این به این دعانویس راسک معنی است که من پیشنهاد میکنم به شرایط اولیه برگردیم و از گرما دست طلسم بکشیم؟ نه، در واقع.
من زمستان گذشته به اندازه کافی رنج کشیدم. من طرفدار این نیستم که ناگهان از گرما دست بکشیم. اما من به شدت از کنار گذاشتن تدریجی گرمای مصنوعی حمایت میکنم. اکثر ما زندگی بیش از حد گرمی را تجربه میکنیم - تا جایی که سلامتی خود را از دست میدهیم. لوله بخار، مانند یک مار پیتون عظیم، حلقههای خود را به دور ما میبندد و به تدریج منابع حیاتی بومی ما را خفه میکند. طلسم در سردترین روزهای زمستان، مردی سفیدمو، تقریباً هفتاد ساله، را میتوان جادو و طلسمات دید که بدون کلاه، تنها با شلوار سبک «پالم بیچ» و یک پیراهن ابریشمی گشاد در خیابانهای نیویورک قدم میزند.
- جمعه ۰۸ اسفند ۰۴ ۲۰:۳۰ ۱ بازديد
- ۰ نظر