این بلوک بکشاند، منتقل کند، حتماً احساسات متناقضی را تجربه کرده است. پدرش با خواهر جیمز، دوک لینستر، ازدواج کرده بود؛ بنابراین، لرد ادوارد پسرعموی اول لرد داونشایر بود. یکی بهترین دعانویس شهر از صادقانهترین فصلهای زندگی ستودنی رینولدز، خبرچین،[48] هدف این است که نشان دهد او نمیتوانسته جاسوسی باشد که باعث دستگیریها در مارگیت شده است. اما زندگینامهنویس قادر به ارائه هیچ پیشنهادی در مورد اینکه آن مأمور چه کسی بوده نیست - نقشی که ترنر در آن قسمت ایفا کرد، چنان با دقت از رینولدز، یکی از مشوقان محرمانه خودشان، پنهان نگه داشته شده بود. اطلاعاتی که منجر به دستگیری اوکانر، اوکوئیگلی و همراهش دعانویس درگز شد، نمیتوانسته از ایرلند آمده باشد، زیرا در «کتاب هزینههای سرویس مخفی صرفشده در کشف توطئههای خیانتآمیز» هیچ مدخلی مرتبط با جادو و طلسمات حادثه فوق وجود ندارد،
مگر «هزینههای داتون برای رفتن به انگلستان بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات برای شرکت در محاکمه کوئیگلی» و در آنجا او صرفاً به خط کشیش سوگند یاد کرده است. به خاطر شجاعت او در انجام این کار - که یک بار او را در حال امضای بلیط بختآزمایی در داندالک دیدهاند - 50 لیره به «داتون در 12 ژوئن 1798» پرداخت میشود. نامهای نیوئل و مرداک قطعاً در دعا کتاب «پول سرویس مخفی» مربوط به آن زمان آمده است؛ اما از روایت نیوئل - که بدون شک اعترافی صادقانه بهترین دعانویس شهر و صادقانه است دعانویس فریمان - مشخص است طلسم نویس که نه او و نه مرداک هیچ دستی در ردیابی حرکات اوکوئیگلی و اوکانر نداشتهاند.
لرد کسلری اکنون به طلسم عنوان دبیر کل ایرلند، جانشین پلهام شده بود. در ۲۵ ژوئیه ۱۷۹۸، نامهای محرمانه - چاپ شد[صفحه ۱۹] در «اسناد کسلری» - که از وزارت کشور خطاب به او نوشته شده است: - دوک پورتلند به من دستور داده است که به اطلاع دعا جناب عالی برسانم که از شخصی که مورد دعا اعتماد [راینهارد]، وزیر مختار فرانسه در طلسم نویس هامبورگ ، است، اطلاعاتی دریافت کردهام.[49] که اخیراً چندین افسر و سرباز فرانسوی به بهترین دعانویس شهر آن مکان رسیدهاند، لباسهای ملوانی دعانویس نظرآباد خریدهاند، آنها را پوشیدهاند و به دانمارک و سوئد رفتهاند، جایی که قرار است از آنجا به سمت شمال ایرلند حرکت کنند.[50] من نمیدانم چه اعتباری برای این اطلاعات قائلم، اطلاعاتی که باید با احتیاط دریافت شود، زیرا به نظر نمیرسد به دست وزیر اعلیحضرت
در هامبورگ رسیده باشد. با این حال، از یک شخص ناشی میشود[51] که گزارشهایش را در زمان حضورش در این کشور ارائه داد[52] برای اعلیحضرت به عنوان افرادی بسیار دقیق و وفادار شناخته میشدند - همان کسانی که چنین گزارش دقیقی از اقدامات اوکانر و کوگلی در طول اقامتشان در این کشور ارائه دادند و به اعتبار او این طلسم افراد دستگیر شدند.[53] آقای فرود با توجه به اینکه برخی از نامههای «دوست لرد داونشایر» در بایگانیهای رسمی منتشر نشده بودند، فرض کرد که آنها نابود شدهاند؛ اما، هر دعانویس شاهین شهر چقدر هم که پنهان شده باشند، در «مکاتبات کسلری» قابل تشخیص هستند.
چندین سند ناشناس که اطلاعاتی از تحرکات ایرلندیهای متحد در هامبورگ و جاهای دیگر ارائه میدهند، در جادو و طلسمات آن کتاب یافت میشوند که از وایتهال برای راهنمایی قلعه دوبلین ضمیمه شده بودند. یکی از این نامهها به اطلاعاتی که قبلاً برای لرد داونشایر ارسال شده بود، اشاره ویژهای دارد.[54] [صفحه ۲۰] نامه طولانی دیگری از همان دسته، در جلد دوم کتاب دعانویس مشگین شهر «کسلری» یافت میشود، اگرچه بررسی آن نشان میدهد که مربوط به اواسط جلد قبلی است. در این نامه به تفصیل به مأموریت و تحرکات پدر اوکوئیگلی، چه طلسم در فرانسه و چه در طلسم لندن، اشاره شده است. دقت اطلاعات آن در مورد ایرلندیهای متحد اولستر، که ترنر یکی از طلسم نویس آنها بود، شگفتانگیز است.
در مورد مکماهون، که با اوکوئیگلی به پاریس سفر کرده بود، جادو و طلسمات میفهمیم که «او که از سیاست ، بهویژه سیاست فرانسه، خسته شده است، قرار است به سیتیون ژان توماس بنویسد که او به عنوان یک میهن پرست خوب به او نگاه می کند.[56] به یاد داشته باشید که عبارت مشابهی در نامهی دوست داونشایر که توسط فرود چاپ شده است، آمده است، یعنی روآن «اظهار داشته که از سیاست خسته شده است». باز هم، «من میتلند جادو و طلسمات و استوارت، اهل اکتون، را یافتم که هر دو از سیاست به شدت خسته بودند.» حالا مشکل این بود که چطور اوکوگلی را به دار دعا بیاویزند.
مگر «هزینههای داتون برای رفتن به انگلستان بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات برای شرکت در محاکمه کوئیگلی» و در آنجا او صرفاً به خط کشیش سوگند یاد کرده است. به خاطر شجاعت او در انجام این کار - که یک بار او را در حال امضای بلیط بختآزمایی در داندالک دیدهاند - 50 لیره به «داتون در 12 ژوئن 1798» پرداخت میشود. نامهای نیوئل و مرداک قطعاً در دعا کتاب «پول سرویس مخفی» مربوط به آن زمان آمده است؛ اما از روایت نیوئل - که بدون شک اعترافی صادقانه بهترین دعانویس شهر و صادقانه است دعانویس فریمان - مشخص است طلسم نویس که نه او و نه مرداک هیچ دستی در ردیابی حرکات اوکوئیگلی و اوکانر نداشتهاند.
لرد کسلری اکنون به طلسم عنوان دبیر کل ایرلند، جانشین پلهام شده بود. در ۲۵ ژوئیه ۱۷۹۸، نامهای محرمانه - چاپ شد[صفحه ۱۹] در «اسناد کسلری» - که از وزارت کشور خطاب به او نوشته شده است: - دوک پورتلند به من دستور داده است که به اطلاع دعا جناب عالی برسانم که از شخصی که مورد دعا اعتماد [راینهارد]، وزیر مختار فرانسه در طلسم نویس هامبورگ ، است، اطلاعاتی دریافت کردهام.[49] که اخیراً چندین افسر و سرباز فرانسوی به بهترین دعانویس شهر آن مکان رسیدهاند، لباسهای ملوانی دعانویس نظرآباد خریدهاند، آنها را پوشیدهاند و به دانمارک و سوئد رفتهاند، جایی که قرار است از آنجا به سمت شمال ایرلند حرکت کنند.[50] من نمیدانم چه اعتباری برای این اطلاعات قائلم، اطلاعاتی که باید با احتیاط دریافت شود، زیرا به نظر نمیرسد به دست وزیر اعلیحضرت
در هامبورگ رسیده باشد. با این حال، از یک شخص ناشی میشود[51] که گزارشهایش را در زمان حضورش در این کشور ارائه داد[52] برای اعلیحضرت به عنوان افرادی بسیار دقیق و وفادار شناخته میشدند - همان کسانی که چنین گزارش دقیقی از اقدامات اوکانر و کوگلی در طول اقامتشان در این کشور ارائه دادند و به اعتبار او این طلسم افراد دستگیر شدند.[53] آقای فرود با توجه به اینکه برخی از نامههای «دوست لرد داونشایر» در بایگانیهای رسمی منتشر نشده بودند، فرض کرد که آنها نابود شدهاند؛ اما، هر دعانویس شاهین شهر چقدر هم که پنهان شده باشند، در «مکاتبات کسلری» قابل تشخیص هستند.
چندین سند ناشناس که اطلاعاتی از تحرکات ایرلندیهای متحد در هامبورگ و جاهای دیگر ارائه میدهند، در جادو و طلسمات آن کتاب یافت میشوند که از وایتهال برای راهنمایی قلعه دوبلین ضمیمه شده بودند. یکی از این نامهها به اطلاعاتی که قبلاً برای لرد داونشایر ارسال شده بود، اشاره ویژهای دارد.[54] [صفحه ۲۰] نامه طولانی دیگری از همان دسته، در جلد دوم کتاب دعانویس مشگین شهر «کسلری» یافت میشود، اگرچه بررسی آن نشان میدهد که مربوط به اواسط جلد قبلی است. در این نامه به تفصیل به مأموریت و تحرکات پدر اوکوئیگلی، چه طلسم در فرانسه و چه در طلسم لندن، اشاره شده است. دقت اطلاعات آن در مورد ایرلندیهای متحد اولستر، که ترنر یکی از طلسم نویس آنها بود، شگفتانگیز است.
در مورد مکماهون، که با اوکوئیگلی به پاریس سفر کرده بود، جادو و طلسمات میفهمیم که «او که از سیاست ، بهویژه سیاست فرانسه، خسته شده است، قرار است به سیتیون ژان توماس بنویسد که او به عنوان یک میهن پرست خوب به او نگاه می کند.[56] به یاد داشته باشید که عبارت مشابهی در نامهی دوست داونشایر که توسط فرود چاپ شده است، آمده است، یعنی روآن «اظهار داشته که از سیاست خسته شده است». باز هم، «من میتلند جادو و طلسمات و استوارت، اهل اکتون، را یافتم که هر دو از سیاست به شدت خسته بودند.» حالا مشکل این بود که چطور اوکوگلی را به دار دعا بیاویزند.
- پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۴:۰۲ ۲ بازديد
- ۰ نظر