چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۲۴ ۱۱ بازديد
تعداد بسیار کمی از این درختان در نزدیکی دریا رشد میکنند. یک نمونه زیبا که من در یک باغ دیدم، حداقل چهل فوت ارتفاع داشت و شاخههایش دعانویس دیواندره زمین را فرا گرفته بود. مخروطهای این درختان که پینون نامیده توسل میشوند، از کوههایی که در آنجا رشد میکنند به شهر آورده میشوند و برشته میشوند تا در خیابانها فروخته پیشینه تاریخی شوند. در ۳۱ مارس، مذهب خشکی اطراف دماغه لوسیا دیده شد و ظهر، با Eb N، دعانویس بندر ترکمن دوازده مایل فاصله، باد متوقف شد و موج شدیدی که ما را به دعا نویسی سمت خشکی هدایت میکرد، وضعیت ما را نگرانکننده کرد.
با این حال، نسیمی وزید و با حمل بادبان، موفق شدیم قبل از تاریکی هوا به مقصد برسیم. شب بسیار طوفانی بود، اما صبح روز بعد رمل (اول آوریل) هوا بهتر بود، بنابراین ما ایستادیم و کشتیهای انجیلی را که از بالای دکل دیده میشدند، شیطانی در فاصله بیست و فرشتگان دو مایلی قرار دادیم. بین این جزایر و دماغه پیلار، دریایی بسیار متلاطم یافتیم. با این حال، به محض ورود به تنگه، آب دعانویس لنده جفر کاملاً صاف شد. قصد داشتم در بندر رحمت لنگر بیندازم. اما شب خوب دعا بود و جادو سیاه باد آنقدر مساعد بود که با استفاده
از اجنه غیر مسلمان یک کنده درخت شفاف، از طریق نقشه حرکت کردیم و از دو مایلی دعانویس سقز دماغه عبور کردیم. بادبان تا حد امکان کوتاه شد تا فضای کافی برای ادامهی حرکت در طول شب داشته باشیم و با قطبنما به سمت شرق و جنوب حرکت کنیم. نزدیک نیمهشب هوا ابری شد و گاهی اوقات خشکی از دید ما پنهان ابطال کردن جادو میشد. در امتداد دماغه تامار و تا دماغه پراویدنس، طوفانهای شدیدی دریا را به لرزه درآوردند که با توجه به حضور ما در تنگه، نسبتاً فرشته شدید بود؛ اما پس از آن آب دوباره آرام شد. از دماغه دوم، نمودار
ثبت شده مسافتی برابر با آنچه در نقشه نشان داده شده بود را نشان میداد که ثابت میکرد ما ...{312}هیچ جریانی را تجربه نکردیم. هنگام روشنایی روز، ما در ورودی «لانگ ریچ» و در طلسم نویس کنار دماغه دوشنبه بودیم. هنگام عبور از دهانه روبروی پلایا پاردا، یک کشتی بادبانی در لنگرگاه مشاهده شد و قایقی به سمت ما آمد. همراه کشتی بادبانی اینداستری، اهل مقدس نیو بدفورد، در آن بود که به ما اطلاع داد که نزدیک به دعانویس یک ماه است که به دلیل شرایط آب و هوایی در آنجا مانده است. او آمده بود تا در مورد لنگرگاههای
خوب در سمت غرب سید و حاجی (که قبلاً دو لنگر از دست داده مشرکان بود) پرس و جو کند و بفهمد که در کدام قسمت تنگه است. خودش حدس میزد که کشتی زیر دماغه دوشنبه است. دعاگر پس از دادن اطلاعات لازم به او، به راهمان ادامه دادیم. اما باد ملایمی میوزید و ما خوشحال بودیم که جفت روحی در خلیج پلایا پاردا لنگر انداختهایم. با زنجیرهایمان، آنجا طلسمات را امن یافتیم. اما کف آن، که سنگی بود، احتمالاً به کابلهای کنفی آسیب زیادی میزد. دهانهی روبروی ما، جایی طلسم که قایق بادبانی دراز کشیده بود، ظاهراً «آبرا»ی سارمینتو بود. به نظر
ما یک و نیم مایل عرض داشت و جزیرهای در ورودی آن قرار داشت. در داخل، به نظر روح میرسید که جهت آن به سمت جنوب، سپس جنوب غربی و سپس به دور یک نقطهی علوم غریبه کمارتفاع و تپه دعانویس مانند در ساحل شرقی، زیر یک خطالرأس بلند و شیاطین شیبدار، در ساحل مقابل یا غربی، به سمت جنوب شرقی همزاد امتداد مییابد؛ فراتر از ارواح شماره ملا این، مسیر آن قابل مشاهده نبود. کاپیتان استوکس هنگام عبور از این دعا فرشتگان بخش از تنگه، هوا را چنان بد یافت که اگرچه مسافت تنها دو یا سه مایل بود، سواحل اغلب
در پشت ابرها و باران پنهان میشدند، به طوری که بررسی آنها برای او شیاطین غیرممکن بود. دو روز بعد به دلیل قدیس هوای بد معطل شدیم. روز پنجم به راهمان ادامه دادیم، اما قبل کیمیاگری از اینکه به اسنوی ساوند برسیم، باران شدیدی شروع شد که تمام روز ادامه داشت. وقتی دعا از خلیج بورخا عبور میکردیم، ابجد یک کشتی بادبانی در آن لنگر انداخته بود، آنقدر شبیه آدلاید، که مسیرمان را برای ارتباط با او تغییر دادیم. از قایقی جادوگر که به سمت ما آمد، فهمیدیم که یک کشتی صید فک به نام «امید نیویورک» نماز خواندن است که
از استاتن لند از تنگه عبور میکند. او کافران چیزی از آدلاید ندیده بود. وقتی قایقی در کنار رودخانه بچلر احضار قرار میگیرد، شامل دو ...{313}دو مرد و دو زن به سمت ما آمدند؛ اما زیاد معطل نکردیم و ساعت پنج لنگر در خلیج
با این حال، نسیمی وزید و با حمل بادبان، موفق شدیم قبل از تاریکی هوا به مقصد برسیم. شب بسیار طوفانی بود، اما صبح روز بعد رمل (اول آوریل) هوا بهتر بود، بنابراین ما ایستادیم و کشتیهای انجیلی را که از بالای دکل دیده میشدند، شیطانی در فاصله بیست و فرشتگان دو مایلی قرار دادیم. بین این جزایر و دماغه پیلار، دریایی بسیار متلاطم یافتیم. با این حال، به محض ورود به تنگه، آب دعانویس لنده جفر کاملاً صاف شد. قصد داشتم در بندر رحمت لنگر بیندازم. اما شب خوب دعا بود و جادو سیاه باد آنقدر مساعد بود که با استفاده
از اجنه غیر مسلمان یک کنده درخت شفاف، از طریق نقشه حرکت کردیم و از دو مایلی دعانویس سقز دماغه عبور کردیم. بادبان تا حد امکان کوتاه شد تا فضای کافی برای ادامهی حرکت در طول شب داشته باشیم و با قطبنما به سمت شرق و جنوب حرکت کنیم. نزدیک نیمهشب هوا ابری شد و گاهی اوقات خشکی از دید ما پنهان ابطال کردن جادو میشد. در امتداد دماغه تامار و تا دماغه پراویدنس، طوفانهای شدیدی دریا را به لرزه درآوردند که با توجه به حضور ما در تنگه، نسبتاً فرشته شدید بود؛ اما پس از آن آب دوباره آرام شد. از دماغه دوم، نمودار
ثبت شده مسافتی برابر با آنچه در نقشه نشان داده شده بود را نشان میداد که ثابت میکرد ما ...{312}هیچ جریانی را تجربه نکردیم. هنگام روشنایی روز، ما در ورودی «لانگ ریچ» و در طلسم نویس کنار دماغه دوشنبه بودیم. هنگام عبور از دهانه روبروی پلایا پاردا، یک کشتی بادبانی در لنگرگاه مشاهده شد و قایقی به سمت ما آمد. همراه کشتی بادبانی اینداستری، اهل مقدس نیو بدفورد، در آن بود که به ما اطلاع داد که نزدیک به دعانویس یک ماه است که به دلیل شرایط آب و هوایی در آنجا مانده است. او آمده بود تا در مورد لنگرگاههای
خوب در سمت غرب سید و حاجی (که قبلاً دو لنگر از دست داده مشرکان بود) پرس و جو کند و بفهمد که در کدام قسمت تنگه است. خودش حدس میزد که کشتی زیر دماغه دوشنبه است. دعاگر پس از دادن اطلاعات لازم به او، به راهمان ادامه دادیم. اما باد ملایمی میوزید و ما خوشحال بودیم که جفت روحی در خلیج پلایا پاردا لنگر انداختهایم. با زنجیرهایمان، آنجا طلسمات را امن یافتیم. اما کف آن، که سنگی بود، احتمالاً به کابلهای کنفی آسیب زیادی میزد. دهانهی روبروی ما، جایی طلسم که قایق بادبانی دراز کشیده بود، ظاهراً «آبرا»ی سارمینتو بود. به نظر
ما یک و نیم مایل عرض داشت و جزیرهای در ورودی آن قرار داشت. در داخل، به نظر روح میرسید که جهت آن به سمت جنوب، سپس جنوب غربی و سپس به دور یک نقطهی علوم غریبه کمارتفاع و تپه دعانویس مانند در ساحل شرقی، زیر یک خطالرأس بلند و شیاطین شیبدار، در ساحل مقابل یا غربی، به سمت جنوب شرقی همزاد امتداد مییابد؛ فراتر از ارواح شماره ملا این، مسیر آن قابل مشاهده نبود. کاپیتان استوکس هنگام عبور از این دعا فرشتگان بخش از تنگه، هوا را چنان بد یافت که اگرچه مسافت تنها دو یا سه مایل بود، سواحل اغلب
در پشت ابرها و باران پنهان میشدند، به طوری که بررسی آنها برای او شیاطین غیرممکن بود. دو روز بعد به دلیل قدیس هوای بد معطل شدیم. روز پنجم به راهمان ادامه دادیم، اما قبل کیمیاگری از اینکه به اسنوی ساوند برسیم، باران شدیدی شروع شد که تمام روز ادامه داشت. وقتی دعا از خلیج بورخا عبور میکردیم، ابجد یک کشتی بادبانی در آن لنگر انداخته بود، آنقدر شبیه آدلاید، که مسیرمان را برای ارتباط با او تغییر دادیم. از قایقی جادوگر که به سمت ما آمد، فهمیدیم که یک کشتی صید فک به نام «امید نیویورک» نماز خواندن است که
از استاتن لند از تنگه عبور میکند. او کافران چیزی از آدلاید ندیده بود. وقتی قایقی در کنار رودخانه بچلر احضار قرار میگیرد، شامل دو ...{313}دو مرد و دو زن به سمت ما آمدند؛ اما زیاد معطل نکردیم و ساعت پنج لنگر در خلیج
- ۰ ۰
- ۰ نظر