چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۴:۴۴ ۱۲ بازديد
ما، از هم جدا شده است، به سختی خوابم برده بود. فوراً به عرشه دویدم، وقتی دیدم شب خوب است و هیچ افزایشی در موج نسخ خطی وجود ندارد، شیطانی در ابتدا فکر کردم اشتباه شده است؛ اما به سرعت با چرخش کشتی به تعویذ سمت موج و پایین آمدن آن، درست شدم.{۴۵۱}روی شیاطین لنگر بادبانش افتاد. ماهیت بحرانی وضعیت ما فوراً توجهم را جلب کرد: مشخص بود که توسل یخبندان، زنجیرهای ما را که بارها دعا امتحان کرده بودیم، در برابر تکانهای غلتکهایی که گهگاه متون کهن - شاید یک یا دو، در نیم ساعت مذهب - به خلیج میآمدند، ایمنی
مشکوکی ایجاد کرده بود، هرچند موج گاهی اوقات ناچیز بود. ما یک کابل کامل را روی لنگر ساحلی (یک کابل کوچک، در سن کارلوس) پیچاندیم، لنگر صفحهای را کنار زدیم و رها کردیم، بقیه زنجیر کوچک آلاچیق را به بهترین آلاچیق بستیم و با دعا دو سوم ذکر کابل روی صفحه و یک و نیم کابل روی آلاچیق، نزدیک ساحل، هرچند در شش فاتوم آب، حرکت کردیم و کابلها را دائماً در سوراخهای دعانویس لنگر، با آب دریا خیس نگه طلسمات داشتیم تا از یخ زدن آنها جلوگیری شود: دمای آب ۴۴ درجه بود، اگرچه برف و تگرگ در سمت
آب و هوای دکلها یخ زده دعانویس بود. حلقهای که از زنجیر پاره شد، در قسمت لنگرگاه کشتی بود که در دعا معرض جریان هوای سرد از طریق سوراخ لنگرگاه قرار داشت. روز بعد که بررسی شد، قطعاً معیوب به نظر میرسید؛ اما از آنجایی که فشار زیادی را تحمل کرده بود، من جدا شدن آن دعانویس خمام را به یخبندان نسبت میدهم و به دریانوردان طلسم هشدار رمال میدهم که هنگام دعانویس استفاده از کابلهای زنجیری شیاطین در هوای پیشینه تاریخی مشابه، مراقب باشند. باد ملایم شد و موجها تا صبح کاهش یافت. بنابراین، پس از چند ساعت انتظار اضطرابآور، دوباره
از نظر ایمنی کشتی خیالمان راحت شد، زیرا کابلهای کنفی نداشتیم و نزدیک به ساحل بودیم. «بیست و پنجم. بادی که به سمت جنوب میوزید، پهلوهای کشتی را به سمت موج آورد و مدتی مانع از مقدس بیرون آوردن قایقها شد، زیرا کشتی جفت روحی به شدت اعمال صالح میغلتید و من بدون ضرورت مطلق، حاضر نبودم خطر آسیب دیدن آنها را به جان بخرم. عصر به انتهای زنجیر خزیدیم، آن را وزن کردیم و یک طناب محکم فرشتگان به آن بستیم؛ و روز بعد لنگر ورقهای را بالا کشیدیم و دوباره در فاصله بیشتری از خشکی پهلو جادو گرفتیم. «بیست و
هفتم و بیست و هشتم. باد شدیدی میوزد.» «۲۹ مه. اولین روز قابل تحمل در این مکان، توسط افسران به کافران ثبت موقعیت و عمقیابی در خلیج اختصاص داده دعانویس شد؛ و دین توسط گروه کشتی به درختکاری و آبیاری. چند کلبه چوبی نماز خواندن و رد سم گواناکوها جفر دیده شد، اما زمین مرتفع است و درختان انبوه مانع ورود ما میشوند.»{۴۵۲}از بهترین منطقه دعانویس گواناکو. مطمئن نبودم آقای بنکس از چه ارتفاعی بالا رفته است؛ اما جاده پهنی که کوک به آن اشاره کرد، اگر انحنای زمین به اندازه کافی آن را نشان ندهد، هنوز هم نشانه خوبی برای
خلیج است. هوا اینجا سردتر دعانویس دورود از آن چیزی بود که موکل جن تا به حال دیده بودیم، باد در قسمت جنوبی خیلی زیاد بود؛ شبها یخبندانهای شدیدی وجود داشت و برف، حتی نزدیک به خط علوم غریبه ساحلی، عمیق بود. «سیام ماه مه. من امیدوار بودم بندری بین کیپ سن دیگو و کیپ سن ویسنته یا کمی دورتر در امتداد ساحل جادوگر مقدس پیدا کنم، جایی که بتوانیم موقعیت کیپ سن دیگو و خشکی مجاور را مشخص کنیم؛ زیرا دوست نداشتم قایقی را در امتداد این ساحل بفرستم، جزر و مد بسیار شدید بود جادو سیاه و ساحل آنقدر صخرهای بود که
هیچ ورودی نداشت و میتوانست در شب ایمن بماند. (در آخرین سفر آقای موری، او بسیار خوش شانس بود طلسم که فاصله مناسبی داشت؛ زیرا ساحلی که از آن عبور کرد برای قایق در هوای طوفانی طلسم نویس غیرممکن بود. اگر این آخرین تندبادهای شدید جنوبی قبل از بازگشت او شروع میشد، وضعیت او بسیار بحرانی میشد.) بنابراین ما در حرز تنگه ایستادیم، باد متغیر و سبکی دعانویس علی آباد کتول همراه ما بود، اگرچه به شدت از بالای تپهها میوزید و به صورت طوفانهای شدید به آبهای نزدیک آنها برخورد میکرد. در نیم فرشته مایلی خشکی، باد کمی میوزید؛ اما از آن فاصله
تا ساحل، طوفانهای ویلیوا (Williwaw) آن را در هم میشکستند. این ظاهر عجیب باید ناشی از سرما مشرکان بوده باشد. هوایی دعانویس ماسال که از تپههای پوشیده از برف میوزد و جای هوای گرمتر نزدیک سطح آب را میگیرد. «با توجه به جزر و مد
مشکوکی ایجاد کرده بود، هرچند موج گاهی اوقات ناچیز بود. ما یک کابل کامل را روی لنگر ساحلی (یک کابل کوچک، در سن کارلوس) پیچاندیم، لنگر صفحهای را کنار زدیم و رها کردیم، بقیه زنجیر کوچک آلاچیق را به بهترین آلاچیق بستیم و با دعا دو سوم ذکر کابل روی صفحه و یک و نیم کابل روی آلاچیق، نزدیک ساحل، هرچند در شش فاتوم آب، حرکت کردیم و کابلها را دائماً در سوراخهای دعانویس لنگر، با آب دریا خیس نگه طلسمات داشتیم تا از یخ زدن آنها جلوگیری شود: دمای آب ۴۴ درجه بود، اگرچه برف و تگرگ در سمت
آب و هوای دکلها یخ زده دعانویس بود. حلقهای که از زنجیر پاره شد، در قسمت لنگرگاه کشتی بود که در دعا معرض جریان هوای سرد از طریق سوراخ لنگرگاه قرار داشت. روز بعد که بررسی شد، قطعاً معیوب به نظر میرسید؛ اما از آنجایی که فشار زیادی را تحمل کرده بود، من جدا شدن آن دعانویس خمام را به یخبندان نسبت میدهم و به دریانوردان طلسم هشدار رمال میدهم که هنگام دعانویس استفاده از کابلهای زنجیری شیاطین در هوای پیشینه تاریخی مشابه، مراقب باشند. باد ملایم شد و موجها تا صبح کاهش یافت. بنابراین، پس از چند ساعت انتظار اضطرابآور، دوباره
از نظر ایمنی کشتی خیالمان راحت شد، زیرا کابلهای کنفی نداشتیم و نزدیک به ساحل بودیم. «بیست و پنجم. بادی که به سمت جنوب میوزید، پهلوهای کشتی را به سمت موج آورد و مدتی مانع از مقدس بیرون آوردن قایقها شد، زیرا کشتی جفت روحی به شدت اعمال صالح میغلتید و من بدون ضرورت مطلق، حاضر نبودم خطر آسیب دیدن آنها را به جان بخرم. عصر به انتهای زنجیر خزیدیم، آن را وزن کردیم و یک طناب محکم فرشتگان به آن بستیم؛ و روز بعد لنگر ورقهای را بالا کشیدیم و دوباره در فاصله بیشتری از خشکی پهلو جادو گرفتیم. «بیست و
هفتم و بیست و هشتم. باد شدیدی میوزد.» «۲۹ مه. اولین روز قابل تحمل در این مکان، توسط افسران به کافران ثبت موقعیت و عمقیابی در خلیج اختصاص داده دعانویس شد؛ و دین توسط گروه کشتی به درختکاری و آبیاری. چند کلبه چوبی نماز خواندن و رد سم گواناکوها جفر دیده شد، اما زمین مرتفع است و درختان انبوه مانع ورود ما میشوند.»{۴۵۲}از بهترین منطقه دعانویس گواناکو. مطمئن نبودم آقای بنکس از چه ارتفاعی بالا رفته است؛ اما جاده پهنی که کوک به آن اشاره کرد، اگر انحنای زمین به اندازه کافی آن را نشان ندهد، هنوز هم نشانه خوبی برای
خلیج است. هوا اینجا سردتر دعانویس دورود از آن چیزی بود که موکل جن تا به حال دیده بودیم، باد در قسمت جنوبی خیلی زیاد بود؛ شبها یخبندانهای شدیدی وجود داشت و برف، حتی نزدیک به خط علوم غریبه ساحلی، عمیق بود. «سیام ماه مه. من امیدوار بودم بندری بین کیپ سن دیگو و کیپ سن ویسنته یا کمی دورتر در امتداد ساحل جادوگر مقدس پیدا کنم، جایی که بتوانیم موقعیت کیپ سن دیگو و خشکی مجاور را مشخص کنیم؛ زیرا دوست نداشتم قایقی را در امتداد این ساحل بفرستم، جزر و مد بسیار شدید بود جادو سیاه و ساحل آنقدر صخرهای بود که
هیچ ورودی نداشت و میتوانست در شب ایمن بماند. (در آخرین سفر آقای موری، او بسیار خوش شانس بود طلسم که فاصله مناسبی داشت؛ زیرا ساحلی که از آن عبور کرد برای قایق در هوای طوفانی طلسم نویس غیرممکن بود. اگر این آخرین تندبادهای شدید جنوبی قبل از بازگشت او شروع میشد، وضعیت او بسیار بحرانی میشد.) بنابراین ما در حرز تنگه ایستادیم، باد متغیر و سبکی دعانویس علی آباد کتول همراه ما بود، اگرچه به شدت از بالای تپهها میوزید و به صورت طوفانهای شدید به آبهای نزدیک آنها برخورد میکرد. در نیم فرشته مایلی خشکی، باد کمی میوزید؛ اما از آن فاصله
تا ساحل، طوفانهای ویلیوا (Williwaw) آن را در هم میشکستند. این ظاهر عجیب باید ناشی از سرما مشرکان بوده باشد. هوایی دعانویس ماسال که از تپههای پوشیده از برف میوزد و جای هوای گرمتر نزدیک سطح آب را میگیرد. «با توجه به جزر و مد
- ۰ ۰
- ۰ نظر