راهنمای کامل دعانویس لوشان با رویکردی نوین

۱۰ بازديد
از بدبختی‌های ماست و هرگز بدشانس بودن شرم‌آور نیست - حتی اگر کسی سزاوار آن بوده باشد.» دکتر مکثی کرد و ذکر سپس با کمی کافران هیجان ادامه داد: «بیایید، آقا، بیایید، ما باید یکدیگر را درک کنیم. در میان سخت‌گیرترین مردان، در میان کسانی که با زهد طبقه دین متوسط ​​خود جرات نمی‌کنند نام ارواح سیفلیس را بر زبان بیاورند، یا کسانی که وقتی اجازه می‌دهند درباره آن صحبت کنند، ترسناک‌ترین چهره‌ها را شیطان می‌گیرند، منزجرترین هستند - کسانی که سیفلیسی را گناهکار می‌دانند - می‌خواهم بدانم چند نفر هستند که هرگز خود مقدس را در معرض چنین حادثه

ناگواری قرار نداده‌اند. آنها و فقط آنها حق صحبت دارند. چند نفر هستند؟ در میان هزار مرد، آیا چهار نفر وجود دارد؟ بسیار خوب، پس. به جز آن چهار نفر، بین بقیه و سیفلیسی عبادت کردن چیزی جز اختلاف شانس وجود ندارد.» در این لحظه، لحنی از متون کهن احساسات شدید در صدای دکتر پیچید؛ زیرا این‌ها پیشینه تاریخی مواردی بودند که هر روز شواهدی دعانویس آستانه اشرفیه جادو سیاه از آن‌ها به گوش او می‌رسید. «به شما می‌گویم، آقا، که چنین افرادی شایسته‌ی همدردی دعاگر هستند، زیرا توسل رنج می‌برند. اگر مرتکب خطایی شده‌اند، حداقل این ادعا را دارند که جفت روحی در کیمیاگری حال همزاد

جبران آن هستند. نه، آقا، بگذارید دیگر این ریاکاری را نشنوم. جوانی دعا نویسی خودتان را به یاد اعمال صالح بیاورید، آقا. آنچه دامادتان را رنج می‌دهد، شما به اندازه‌ی او - شاید بیشتر از او - سزاوار آن بوده‌اید. بنابراین، به او رحم کنید؛ برای او همان مدارایی را داشته باشید که یک جنایتکار مجازات نشده باید برای جنایتکاری که از خودش بدشانس‌تر است و طلسم مجازات بر احضار او نازل شده است، داشته باشد. آیا اینطور نیست؟» آقای لوش با احساسی شبیه به یک دزد جلوی بار به این موکل جن گفتگو گوش می‌داد. چیزی نبود که دعانویس لوشان بتواند پاسخ دهد.

با دعانویس فرشته لکنت زبان گفت: «آقا، وقتی این چیز را به من می‌دهید...» دکتر اصرار کرد: «اما آیا حق با من نیست؟» دیگری اعتراف کرد: «شاید طلسمات همینطور باشد. اما - من نمی‌توانم همه اینها را به دخترم بگویم تا دعانویس او را متقاعد کافر کنم که جفر پیش شوهرش برگردد.» پاسخ این بود: «می‌توانید دعا دلایل دیگری برایش بیاورید.» «به نام خدا، چه استدلال‌هایی؟» «کم نیستند. به او خواهی گفت که جدایی برای همه یک بدبختی خواهد بود؛ که شوهرش تنها کسی در دنیاست که به اندازه کافی فداکار است تا به او در نجات فرزندش کمک کند.

به او خواهی گفت که از ویرانه‌های خوشبختی اولیه‌اش می‌تواند برای خود بنای دیگری بسازد، بسیار قوی‌تر. و، آقا، هر چه که قلب مهربانتان پیشنهاد کند به آن اضافه خواهید کرد - و ما ترتیبی خواهیم داد که فرزند بعدی این زوج سالم و سرحال دعانویس رحیم آباد باشد.» آقای لوش این خبر را با همان شگفتی‌ای که خود جورج ابراز اجنه غیر مسلمان کرده بود، دریافت کرد. او مشرکان پرسید: «آیا چنین چیزی ممکن است؟» دکتر فریاد زد: «بله، بله، بله - هزار بار بله! عبارتی هست که من هر بار تکرار می‌کنم و دوست دارم آن را روی دیوارها نصب کنم. این

عبارت می‌گوید فرشتگان که سیفلیس معشوقه‌ای متکبر است که فقط می‌خواهد قدرتش را به رسمیت جادوگر بشناسند. او برای کسانی که او را ناچیز می‌دانند وحشتناک است و با مقدس کسانی که می‌دانند چقدر خطرناک است مهربان. تو آن نوع معشوقه‌ای را می‌شناسی - که فقط وقتی کلیسا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد، آزرده خاطر می‌شود. سید و حاجی می‌توانی این را به دخترت بگویی - او را به آغوش شوهرش بازخواهی گرداند، که دیگر از او چیزی برای ترسیدن ندارد، ابجد و من دعانویس صومعه سرا تضمین می‌کنم که دو سال بعد پدربزرگی شاد خواهی بود.» آقای لوش بالاخره نشان داد که در تصمیم

خود سست شده است. او گفت: «دکتر، نمی‌دانم که آیا می‌توانم تا آنجا پیش بروم که او را ببخشم، اما به شما قول می‌دهم که هیچ کار جبران‌ناپذیری انجام نخواهم داد و اگر حاجت گرفتن پس از گذشت مدتی - نمی‌توانم بگویم چه مدت - فرزند بیچاره‌ام تصمیم به آشتی بگیرد، با آشتی مخالفت نخواهم کرد.» دیگری گفت: «بسیار خوب. اما دعانویس بگذارید این را هم اضافه کنم: اگر دختر دیگری دارید، مراقب باشید که از خطایی که هنگام ازدواج با دختر اول مرتکب شدید، اجتناب کنید.» پیرمرد گفت: «اما من نمی‌دانستم.» «آه، شیطانی مطمئناً!» دیگری طلسم فریاد زد. «تو نمی‌دانستی!

تو فرشتگان یک پدر هستی، و نمی‌دانستی! تو یک نماینده هستی، تو مسئولیت و افتخار وضع قوانین ما را بر عهده گرفته‌ای - و نمی‌دانستی! تو در مورد سیفلیس بی‌اطلاع هستی، همانطور که احتمالاً در مورد الکلیسم و ​​سل بی‌اطلاعی.» دیگری سریع فریاد زد:
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.